الملا فتح الله الكاشاني
131
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
از روى صراخ و فرياد كه * ( لَمَنْ ضَرُّه أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِه ) * هر آينه ضرر عبادت آن نزديكتر است از نفع آن و در انوار مذكور است كه لام لمن ضره متعلقست بيدعوا چه آن بمعنى يزعمست و زعم قوليست با اعتقاد و يا داخلست بر جملهء كه قول ضمنى است زيرا كه يدعوا جارى مجراى يقول است اى ( يقول الكافر ذلك بدعاء و صراخ حين يرى استضراره به ) و يا مستانفست و يدعوا تكرير اول اى يدعوا من دون اللَّه ما لا يضره و ما لا ينفعه و من مبتدا و خبرا و قوله * ( لَبِئْسَ الْمَوْلى ) * يعنى هر آينه آنكه ضرر او اقربست از نفع او البته بدياريست * ( وَلَبِئْسَ الْعَشِيرُ ) * و بد معاشرى و مصاحبى كه به او معاشرت كنند و مخالطه ورزند و بنا بر معنى اول و ثانى اين جملهء فعليهء كلام مستقلست و مستانف و معنى اينكه هر آينه بد ناصريست بت و بد مصاحبى چه از او به غير از ضرر ابدى حاصل نميشود و بعد از ذكر كسانى كه شاكند در دين اسلام و يا مصرند بر نقيض آن بيان ثواب اهل ايمان مىكند كه ثابت و راسخاند در آن و ميگويد * ( إِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه خداى * ( يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا ) * درمىآرد آنان را كه تصديق كردهاند خدا و رسول را * ( وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * و كردهاند كارهاى شايسته * ( جَنَّاتٍ تَجْرِي ) * در بوستانها كه ميرود * ( مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * از زير اشجار يا غرف آن جويهاى آب چه نزهت باغ و بستان به آب روانست * ( إِنَّ اللَّه يَفْعَلُ ) * بدرستى كه خدا مىكند * ( ما يُرِيدُ ) * آنچه ميخواهد بر وجه مصلحت و حكمت از مكافات موحد و مشرك و هيچ كس نيست كه دافع و مانع اثابت و عقوبت او شود از ابن زيد مرويست كه گروهى از غطفان در قبول اسلام توقف نموده گفتند اميدواريم كه مهم محمد ( ص ) از پيش نرود و مغلوب گردد پس اگر امروز اسلام آوريم دوستى كه ميان ما و يهود است منقطع گردد و مع ذلك فردا مدد اهل اسلام بما نرسد حقتعالى بجهة رد قول ايشان فرمود كه * ( مَنْ كانَ يَظُنُّ ) * در كلام چيزى مطويست و تقدير اينست كه ( ان اللَّه ناصر رسوله فى الدنيا و الاخرة فمن كان يظن ) يعنى بدرستى كه خدا يارى دهندهء پيغمبر خود است در دنيا و آخرت پس هر كه باشد كه گمان برد از دشمنان رسول و بدخواهان وى * ( أَنْ لَنْ يَنْصُرَه اللَّه ) * آنكه نصرت ندهد خداى پيغمبر خود را * ( فِي الدُّنْيا ) * در دنيا باعلاى كلمه و اظهار حجت و غلبيت او بر اعادى * ( وَالآخِرَةِ ) * در آخرت بعلو درجه و شفاعت و قرب و كرامت و بعضى بر آنند كه جمعى از اهل اسلام به جهت شدت غيظ و حقد ايشان بر مشركان استبطاى آن چيزى ميكردند كه حقتعالى رسول خود را به آن وعده داده بود